نرخ یورو 1.20 تتر

فیروزه کوبی مشبک کاری

بشقاب لبه شبکه مس فیروزه کوب (10002)

موجود در انبار 15

قیمت (یورو) 165
قیمت (تتر) 198
هزینه ارسال (تتر) 50.4
هزینه بسته بندی (تتر)
5.4

ویژگی

وزن 1,400 گرم
وزن بدون بسته بندی 430
طول 26
عرض 26
ارتفاع 3

درباره محصول

بشقاب بنفشه هنر فیروزه کوبی از درخشان‌ترین و اصیل‌ترین شاخه‌های صنایع دستی ایران است که ترکیبی هماهنگ از فلز مس و سنگ‌های ارزشمند فیروزه را به نمایش می‌گذارد. در این شیوه‌ی هنری فاخر، استادکار با حوصله و ظرافت فراوان، تکه‌های کوچک سنگ فیروزه را با دست و به صورت مرتب بر روی سطح مسین می‌نشاند تا نگاره‌های منظم و فریبنده پدید آید. پیوند میان رنگ گرم و سرخ‌فام مس و درخشش فیروزه‌ای سنگ‌ها در کنار نقوش اسلیمی، اثری با هویت منحصربه‌فرد، بافت بصری چشم‌نواز و اصالتی ماندگار در هنرهای دستی خلق می‌کند. این بشقاب زیبا بر پایه فلز مس مرغوب ساخته شده و سطح بدنه آن با هنر ظریف فیروزه‌کوبی، لبه‌ی مشبک‌کاری‌شده‌ی هنرمندانه و با الهام از نقوش اصیل اسلیمی آراسته شده است. هماهنگی دقیق چینش فیروزه‌ها در سطح بشقاب با خطوط منحنی و روان اسلیمی و حاشیه‌ی ظریف مشبک، ظاهری مجلل، لوکس و متوازن به آن بخشیده است. دقت در زیرساخت مس، نظم بی‌نقص قطعات فیروزه و پرداخت نهایی باکیفیت، نمایانگر مهارت دست هنرمند و تعادل بصری بی‌نقص در این اثر هنری است. این اثر کاربردی و دکوراتیو، انتخابی ایده‌آل برای پذیرایی از مهمانان، تزیین میزهای پذیرایی و ارتقای حس و حال هنری فضاهای داخلی است و به‌زیبایی اصالت هنر سنتی را به نمایش می‌گذارد. با تکیه بر متریال مرغوب مس و سنگ اصل فیروزه، هنر فیروزه‌کوبی و طراحی لبه‌شبکه، این بشقاب گزینه‌ای برازنده و پیشکشی فوق‌العاده نفیس و به‌یادماندنی برای اهالی فرهنگ و علاقه‌مندان به هنرهای لوکس محسوب می‌شود. ویژگی های اصلی: - جنس: فلز مس مرغوب و سنگ‌های اصل فیروزه - طرح: لبه‌شبکه، اسلیمی - سبک هنری: فیروزه‌کوبی و مشبک‌کاری - ابعاد: ۲۶ × ۲۶ × ۳ سانتی‌متر - کاربرد: پذیرایی، دکوراتیو، چیدمان منزل و پیشکشی ارزشمند
سنگ؛ تکه ای از جان زمین است که در نظر فراعنه ی مصر و امپراطورهای آتن و پادشاهان ایران باستان گرفته تا هنرمندان بعد از اسلام، زیبنده ی اهرام و کاخ های مجلل اختصاصی یا مساجد همگانی بوده است و هنرمندان هر دوره با آیین ویژه ی خود، حاجت بزرگان را لبیک می گفتند و جان زمین را در خانه ها و کاخ ها یا گوشه کنار شهر جاری می‌کردند. کشف سنگ های کمیاب تر، جلوه ای جدید به رگ و ریشه ی زمین داد و سنگ ها و گوهرهای قیمتی نه به سبب زیبایی بلکه بخاطر قدرت جادویی نهفته در آنها بها پیدا کردند و طولی نکشید که بر نگین انگشتر انسان ساکن شدند. فیروزه هم سالها تنها در میان ساکنان انگشتر بوده است اما هنرمندان فیروزه کوب در قرن اخیر تکه های کوچک تری از آن را که ناخواسته هنگام استخراج از معدن به وجود می آمدند، با خلاقیت و روشی هنرمندانه بصورت یکپارچه کنار هم چیدمان کرده و با جلا دادن آن اینبار فیروزه به شیوه ای جدید در ظروف و زیورآلات مستقر شد و هنرمند ایرانی باعث شد تا جریان این روح استوار زمین از برازنده ترین معدن جهان در پیکر سنگ هایی روانه شود که با رنگ بی مانندشان، به نام خود، رنگی تازه را برای اهل زمین آفریده بودند؛ فیروزه های فیروزه ای که نام شان از دل واژه ی پیروز برآمده چرا که هرکس آنها را در کنار خود داشته است، کامیاب و موفق می شده است. پس از یافتن سنگهای فیروزه درشهر سوخته، باستان شناسان قدمتی هفت هزار ساله برای آن تخمین زده اند. گرچه سنگ است، اما چون آب بر نظر بیننده روان است و همان اندازه حیات بخش؛ شاید به همین سبب بسیاری معتقد بودند فیروزه؛ نه یک گوهر تزئینی، بلکه همراهی حیاتی است چراکه کم سویی را از چشم، افسردگی را از روان و انرژی تاریک بدخواهان را از صاحب خود دور می کند.
مشبک‌کاری فلز، قصیده‌ای از نور و سایه است، که در تار و پود تاریخ تنیده شده. ریشه‌هایش در اعماق فرهنگ‌ها دوانده، و در هر دوره‌ای، نقشی نو بر خود گرفته. مس و برنج و آلومینیوم، در دستان هنرمند، به سازِ نقش درمی‌آیند؛ جان می‌گیرند و با طرح‌های خیال، فضا را به رقص وا می‌دارند. گویی هر برش، نغمه‌ای است که در سکوت فلز جاری می‌شود. در تاریخ کهن ایران، اولین نشانه‌هایش چون نجومی در دل شب درخشید. در دوران ساسانی، جرقه‌هایی از این هنر نمایان شد و کم‌کم، این شعله در قلب هنر اسلامی زبانه کشید. مساجد و بناهای مذهبی، با مشبک‌کاری، جلوه‌ای آسمانی یافتند. پنجره‌ها، چون چشمانی رو به نور، رقص سایه را به تماشا نشستند و سکوت فضا را به نجوا کشاندند. این هنر، نه فقط ابزاری برای تزئین، بلکه روحی بود که در کالبد معماری دمیده شد. در گذر زمان، مشبک‌کاری فلز، تکامل یافت و در جواهرسازی، طراحی داخلی و آثار تزئینی، حیاتی نو یافت. امروزه، این هنر، پلی است میان سنت و مدرنیته، و در هر اثر، داستانی از گذشته را در آینده نجوا می‌کند. گویی هر قطعه فلز، شعری است که در رقص نور و سایه، جاودانه می‌شود.