نرخ یورو 1.20 تتر

قلمزنی انگشترسازی

انگشتر نقره قلمزنی با سنگ کوارتز سفید 12گرم

موجود در انبار 10

قیمت (یورو) 150
قیمت (تتر) 180
هزینه ارسال (تتر) 10٫8
هزینه بسته بندی (تتر)
2٫4

ویژگی

وزن 300 گرم
وزن بدون بسته بندی 12
طول 2
عرض 2

درباره محصول

انگشتر تیریا قلم‌زنی از هنرهای فاخر و دیرینه‌ی ایران‌زمین است که در آن هنرمند با ضرب‌آهنگ منظم قلم بر فلز، نقوشی زنده و پرجزئیات می‌آفریند. این هنر اصیل، روایتگر ذوق، ظرافت و نگاه زیبایی‌شناسانه‌ای است که طی قرن‌ها در فرهنگ ایرانی بالیده و به یادگار مانده است. در این اثر، بدنه‌ی نقره با نقش گل و بوته‌ی سنتی ایرانی قلم‌زنی شده و با برجستگی‌های ظریف و سایه‌روشن‌های هنرمندانه، جلوه‌ای چشم‌نواز یافته است. سنگ کوارتز سفید با درخششی شفاف و آرام، در کنار نقوش سنتی، ترکیبی متین و هماهنگ ایجاد کرده و تضاد لطیف میان جلای سنگ و بافت قلم‌خورده‌ی نقره، زیبایی آن را دوچندان ساخته است. پرداخت دقیق و اجرای منظم طرح، نشان از مهارت و دقت هنرمند در خلق این قطعه‌ی ارزشمند دارد. این انگشتر می‌تواند انتخابی شایسته برای تکمیل استایلی رسمی یا سنتی باشد و می‌تواند هدیه‌ای ماندگار و اصیل برای دوستداران اصالت ایرانی باشد. مشخصات کلیدی: - جنس: فلز نقره مرغوب - سنگ: کوارتز سفید - تکنیک هنری : قلم‌زنی - طرح: گل و بوته سنتی ایرانی - سایز: ۶۲ - کاربرد: زیورآلات زینتی، هدیه‌ای ارزشمند و اصیل
در طول تاریخ، بشر از فلزات مختلفی برای کاربردهای متنوعی بهره برده است؛ فلز برنج نیز از فلزات محبوب و کاربردی نزد بشر بوده است. اشیاء به جا مانده از دوران هخامنشی، اشکانی و ساسانی، گواهی بر رواج استفاده از فلزات معدنی در ایران باستان است. همین ترویچ گسترده ی فلزات بین مردم باعث شد تا فلزات سخت توسط دستان هنرمندان ایرانی آب دیده شده و از آن برای ساخت اشیا فلزی که بر زیبایی محیط می افزود استفاده شود. معمولا این اشیای فلزی نمادی از یک مفهوم و یا نشانگر علایق هنرمند سازنده ی آن بوده است. کم کم بعد از رواج استفاده از این لوازم فلزی، مردم تمایل پیدا کردند تا ملزومات متمایز تری از دیگران داشته باشند تا از آن برای نمایش شأن و رتبه ی اجتماعی خود استفاده کنند، در این هنگام هنرمندان دست به کار شدند و با ابداع هنرقلمزنی که از باستان تا کنون سبک‌ها و روش‌های مختلفی را به خود دیده و مزین کردن ظروف و لوازم فلزی به نقش و نگارهای حکاکی شده که با استفاده از قلم‌های فولادی و چکش ایجاد می‌شدند و حتی در مواجهه با بلایای طبیعی نیز از بین نمی‌رفتند روحی تازه در احجام فلزی دمیدند. هنرمندان نقش‌ و نگارهای مختلفی را برای قلمزنی انتخاب می‌کردند که هر کدام روایتگر داستانی بخصوص در زمان خود است.
قدمت انگشتر سازی به اندازه ای دور و دراز است که هیچکس درست نمی داند چه شد که انسان تصمیم گرفت حلقه ای در انگشت خود بیاندازد و آن را انگشتر بخواند و همه جا همراه خود داشته باشد، ولی واضح و پیداست که از ابتدای آفرینش آن تا کنون، این اثر اسرارآمیز فقط وسیله ای برای نمایش زیبایی و تجمل نبوده است، در برهه ای از تاریخ مهر و اعتبار افراد به شمار می رفته و نقش انگشتری خود را بر نامه و قراردادها حک می کردند و همین باعث شده است تا پس از مدتی "انگشتر" نماد و جلوه ای از هویت افراد باشد، تا حدی که در آن زمان ها اگر صورت افراد را نمی شناختند، نقش انگشترشان را می دانستند و از این طریق هویت افراد را شناسایی می کردند، شاید همین هویت خفته در انگشتر بود که باعث شد تا هنگام پیوند دو انسان، دو انگشتر میانشان رد و بدل شود و با این آیین هویت یک زوج را در بستر خانواده بسازند و نگه دارند. فرقی نمی کند گهواره تولد این هنر مصر بوده یا ایران، ولی می توان به جرئت گفت که فرهنگ ایرانی-اسلامی برای اجرای سنتی این هنر بال پرواز بوده است، چرا که بعد از اسلام به دلیل وجود روایاتی در باب استحباب در دست داشتن سنگ های مختلف، استفاده از انگشترهای نگین نشان، دیگر مخصوص تجار و فرماندهان و پادشاهان نبود و بین همه مردم فراگیر شد. این فراگیری باعث شد تا انسان ایرانی با همان ذوق هنری همیشگی و جاری خود که گاهی در میان کاشی و ساختمان سر ریز می شد و گاهی سفره و خانه مردم را لبریز می کرد این بار به سراغ هنرنمایی بر صورت و پیکر انگشتر برود تا با استفاده از روش های مختلف ریخته گری و طرح های خیره کننده، نگاه مردم دنیا را به خود جذب کند. پس در ابتدا رخ افسون‌گر نگین سنگی را از دل خاک و گل اطراف آن بیرون کشیدند و آن چنان صاف و شفاف آن را نمایان کردند که انگار تاریکیِ شب های معدن را به خود ندیده بوده است. بعد از آن روش های مختلف ریخته گری در آزمون و خطاهای مختلفی کشف و ارائه شد تا بتوانند پیکر انگشتر را برای نگین آن استوار کنند، حالا اینجا بود که هنرمندان ریخته گر و قلمزن با تلفیقی بی نظیر، دست در گره نقوش مختلف بردند و آن را با قلم و چکش بر تن ریخته گری شده ی انگشتر روایت کردند؛ روایتی چشم¬نواز و ظریف که همچون لباسی اشرافی، پیکر انگشتر را مزین می کرد.