نرخ یورو 1.20 تتر

قلمزنی انگشترسازی

انگشتر نقره زنانه طرح گندمی با سنگ اوپال

موجود در انبار 5

قیمت (یورو) 80
قیمت (تتر) 96
هزینه ارسال (تتر) 18
هزینه بسته بندی (تتر)
2.4

ویژگی

وزن 500 گرم
وزن بدون بسته بندی 4.30
طول 3
عرض 2

درباره محصول

انگشتر سورن نقره زنانه قلمزنی‌شده با طرح گندمی و پروانه و سنگ اوپال، جلوه‌ای لطیف و چشم‌نواز از هنر زیورآلات سنتی است که با ظرافت نقش و درخشش سنگ، زیبایی خاصی به دستان شما می‌بخشد. درخشش آرام نقره در کنار طیف رنگ‌های متغیر و خیال‌انگیز سنگ اوپال، ترکیبی دلنشین پدید آورده که این زیور را به اثری متفاوت و هنرمندانه تبدیل کرده است. بر بدنه‌ی این انگشتر، هنر قلمزنی با طرح گندمی و نقش ظریف پروانه اجرا شده است؛ نقوشی که با خطوط دقیق و هماهنگ، جلوه‌ای سرشار از لطافت و زندگی به اثر بخشیده‌اند. طرح گندمی که نمادی از برکت و فراوانی است، در کنار نقش پروانه که نشانه‌ای از زیبایی و تحول به شمار می‌آید، ترکیبی شاعرانه و معنادار ایجاد کرده است. در مرکز این ترکیب هنری، سنگ اوپال با درخشش خاص و بازی رنگ‌های زنده خود می‌درخشد و جلوه‌ای متفاوت و چشم‌گیر به انگشتر می‌بخشد. این انگشتر می‌تواند هم در استفاده روزمره و هم در موقعیت‌های رسمی، جلوه‌ای ظریف و متمایز در پوشش ایجاد کند. تلفیق هنر قلمزنی با درخشش سنگ اوپال، این زیور را به اثری هنری و ارزشمند تبدیل کرده که نه‌تنها زیبایی بصری دارد، بلکه بازتابی از ذوق و ظرافت هنر دست نیز به شمار می‌آید. همچنین این انگشتر انتخابی مناسب برای پیشکشی نفیس و ماندگار است؛ هدیه‌ای که لطافت، زیبایی و اصالت هنر ایرانی را در قالب زیوری خاص به همراه دارد. ویژگی‌های اصلی: - جنس: فلز نقره مرغوب با سنگ اوپال - تکنیک هنری: قلمزنی - طرح: گندمی و پروانه - سایز: ۵۸ - کاربری: انگشتر زنانه، مناسب برای استفاده شخصی و پیشکش نفیس
در طول تاریخ، بشر از فلزات مختلفی برای کاربردهای متنوعی بهره برده است؛ فلز برنج نیز از فلزات محبوب و کاربردی نزد بشر بوده است. اشیاء به جا مانده از دوران هخامنشی، اشکانی و ساسانی، گواهی بر رواج استفاده از فلزات معدنی در ایران باستان است. همین ترویچ گسترده ی فلزات بین مردم باعث شد تا فلزات سخت توسط دستان هنرمندان ایرانی آب دیده شده و از آن برای ساخت اشیا فلزی که بر زیبایی محیط می افزود استفاده شود. معمولا این اشیای فلزی نمادی از یک مفهوم و یا نشانگر علایق هنرمند سازنده ی آن بوده است. کم کم بعد از رواج استفاده از این لوازم فلزی، مردم تمایل پیدا کردند تا ملزومات متمایز تری از دیگران داشته باشند تا از آن برای نمایش شأن و رتبه ی اجتماعی خود استفاده کنند، در این هنگام هنرمندان دست به کار شدند و با ابداع هنرقلمزنی که از باستان تا کنون سبک‌ها و روش‌های مختلفی را به خود دیده و مزین کردن ظروف و لوازم فلزی به نقش و نگارهای حکاکی شده که با استفاده از قلم‌های فولادی و چکش ایجاد می‌شدند و حتی در مواجهه با بلایای طبیعی نیز از بین نمی‌رفتند روحی تازه در احجام فلزی دمیدند. هنرمندان نقش‌ و نگارهای مختلفی را برای قلمزنی انتخاب می‌کردند که هر کدام روایتگر داستانی بخصوص در زمان خود است.
قدمت انگشتر سازی به اندازه ای دور و دراز است که هیچکس درست نمی داند چه شد که انسان تصمیم گرفت حلقه ای در انگشت خود بیاندازد و آن را انگشتر بخواند و همه جا همراه خود داشته باشد، ولی واضح و پیداست که از ابتدای آفرینش آن تا کنون، این اثر اسرارآمیز فقط وسیله ای برای نمایش زیبایی و تجمل نبوده است، در برهه ای از تاریخ مهر و اعتبار افراد به شمار می رفته و نقش انگشتری خود را بر نامه و قراردادها حک می کردند و همین باعث شده است تا پس از مدتی "انگشتر" نماد و جلوه ای از هویت افراد باشد، تا حدی که در آن زمان ها اگر صورت افراد را نمی شناختند، نقش انگشترشان را می دانستند و از این طریق هویت افراد را شناسایی می کردند، شاید همین هویت خفته در انگشتر بود که باعث شد تا هنگام پیوند دو انسان، دو انگشتر میانشان رد و بدل شود و با این آیین هویت یک زوج را در بستر خانواده بسازند و نگه دارند. فرقی نمی کند گهواره تولد این هنر مصر بوده یا ایران، ولی می توان به جرئت گفت که فرهنگ ایرانی-اسلامی برای اجرای سنتی این هنر بال پرواز بوده است، چرا که بعد از اسلام به دلیل وجود روایاتی در باب استحباب در دست داشتن سنگ های مختلف، استفاده از انگشترهای نگین نشان، دیگر مخصوص تجار و فرماندهان و پادشاهان نبود و بین همه مردم فراگیر شد. این فراگیری باعث شد تا انسان ایرانی با همان ذوق هنری همیشگی و جاری خود که گاهی در میان کاشی و ساختمان سر ریز می شد و گاهی سفره و خانه مردم را لبریز می کرد این بار به سراغ هنرنمایی بر صورت و پیکر انگشتر برود تا با استفاده از روش های مختلف ریخته گری و طرح های خیره کننده، نگاه مردم دنیا را به خود جذب کند. پس در ابتدا رخ افسون‌گر نگین سنگی را از دل خاک و گل اطراف آن بیرون کشیدند و آن چنان صاف و شفاف آن را نمایان کردند که انگار تاریکیِ شب های معدن را به خود ندیده بوده است. بعد از آن روش های مختلف ریخته گری در آزمون و خطاهای مختلفی کشف و ارائه شد تا بتوانند پیکر انگشتر را برای نگین آن استوار کنند، حالا اینجا بود که هنرمندان ریخته گر و قلمزن با تلفیقی بی نظیر، دست در گره نقوش مختلف بردند و آن را با قلم و چکش بر تن ریخته گری شده ی انگشتر روایت کردند؛ روایتی چشم¬نواز و ظریف که همچون لباسی اشرافی، پیکر انگشتر را مزین می کرد.