نرخ یورو 1.20 تتر

فیروزه کوبی مشبک کاری

ست گوشواره و گردن آویز و زنجیر برنجی فیروزه کوب طرح آناهیتا

موجود در انبار 19

قیمت (یورو) 30
قیمت (تتر) 36
هزینه ارسال (تتر) 21٫6
هزینه بسته بندی (تتر)
2٫4

ویژگی

وزن 600 گرم
وزن بدون بسته بندی 12/9
طول 26-3
عرض 2-2

درباره محصول

ست آناهیتا فیروزه‌کوبی از هنرهای درخشان و ماندگار صنایع‌دستی ایران است؛ هنری که در آن خرده‌سنگ‌های فیروزه با دقت و حوصله بر زمینه‌ای فلزی جای می‌گیرند و سطحی درخشان، منظم و چشم‌نواز می‌آفرینند. آبی زلال و روح‌بخش فیروزه در کنار گرمای دلنشین فلز برنج، ترکیبی می‌سازد که هم یادآور شکوه هنر ایرانی است و هم جلوه‌ای فاخر و متمایز به زیور می‌بخشد. ست گوشواره و گردن‌آویز و زنجیر برنجی فیروزه‌کوب طرح «آناهیتا»، اثری ظریف و الهام‌گرفته از زیبایی نقش‌های اصیل ایرانی است که با طراحی متوازن و جلوه‌ای هنرمندانه، نگاه را به‌سوی خود جلب می‌کند. در این مجموعه، چیدمان هماهنگ سنگ‌های فیروزه بر بستر برنجی، درخشش ویژه‌ای پدید آورده و به طرح آناهیتا هویتی باشکوه و چشم‌گیر بخشیده است. این هماهنگی رنگ و فرم، روحی از اصالت و هنر دست ایرانی را در قالب زیوری فاخر به نمایش می‌گذارد. در ساخت این ست، هنر فیروزه‌کوبی با دقت و ظرافت اجرا شده تا سنگ‌های فیروزه در نظمی چشم‌نواز در کنار یکدیگر بنشینند و سطحی آراسته و منسجم شکل دهند. تناسب ابعاد در آویز و گوشواره‌ها، در کنار پیوستگی طراحی، باعث شده است که این مجموعه جلوه‌ای یکپارچه، متعادل و دلنشین داشته باشد. تلفیق رنگ درخشان فیروزه با فلز برنج، زیبایی این اثر را دوچندان کرده و آن را به نمونه‌ای شایسته از زیورهای هنری ایرانی تبدیل ساخته است. این ست شامل گردن‌آویز، زنجیر و یک جفت گوشواره هماهنگ است که با طراحی ظریف و ابعادی مناسب، می‌تواند جلوه‌ای خاص و متفاوت در پوشش ایجاد کند. این مجموعه، هم برای استفاده شخصی و همراهی با استایل‌های هنری و سنتی انتخابی ارزشمند است و هم می‌تواند به‌عنوان پیشکشی نفیس و ماندگار، یادآور ذوق، زیبایی و اصالت هنر ایرانی باشد. مشخصات کلیدی: - جنس: فلز برنج مرغوب با سنگ فیروزه - تکنیک هنری: فیروزه‌کوبی - طرح: آناهیتا - ابعاد آویز و گردنبند: ۲۶ × ۲ سانتی‌متر - ابعاد گوشواره: ۳ × ۲ سانتی‌متر کاربری: زیور هنری، مناسب برای استفاده شخصی و پیشکش نفیس
سنگ؛ تکه ای از جان زمین است که در نظر فراعنه ی مصر و امپراطورهای آتن و پادشاهان ایران باستان گرفته تا هنرمندان بعد از اسلام، زیبنده ی اهرام و کاخ های مجلل اختصاصی یا مساجد همگانی بوده است و هنرمندان هر دوره با آیین ویژه ی خود، حاجت بزرگان را لبیک می گفتند و جان زمین را در خانه ها و کاخ ها یا گوشه کنار شهر جاری می‌کردند. کشف سنگ های کمیاب تر، جلوه ای جدید به رگ و ریشه ی زمین داد و سنگ ها و گوهرهای قیمتی نه به سبب زیبایی بلکه بخاطر قدرت جادویی نهفته در آنها بها پیدا کردند و طولی نکشید که بر نگین انگشتر انسان ساکن شدند. فیروزه هم سالها تنها در میان ساکنان انگشتر بوده است اما هنرمندان فیروزه کوب در قرن اخیر تکه های کوچک تری از آن را که ناخواسته هنگام استخراج از معدن به وجود می آمدند، با خلاقیت و روشی هنرمندانه بصورت یکپارچه کنار هم چیدمان کرده و با جلا دادن آن اینبار فیروزه به شیوه ای جدید در ظروف و زیورآلات مستقر شد و هنرمند ایرانی باعث شد تا جریان این روح استوار زمین از برازنده ترین معدن جهان در پیکر سنگ هایی روانه شود که با رنگ بی مانندشان، به نام خود، رنگی تازه را برای اهل زمین آفریده بودند؛ فیروزه های فیروزه ای که نام شان از دل واژه ی پیروز برآمده چرا که هرکس آنها را در کنار خود داشته است، کامیاب و موفق می شده است. پس از یافتن سنگهای فیروزه درشهر سوخته، باستان شناسان قدمتی هفت هزار ساله برای آن تخمین زده اند. گرچه سنگ است، اما چون آب بر نظر بیننده روان است و همان اندازه حیات بخش؛ شاید به همین سبب بسیاری معتقد بودند فیروزه؛ نه یک گوهر تزئینی، بلکه همراهی حیاتی است چراکه کم سویی را از چشم، افسردگی را از روان و انرژی تاریک بدخواهان را از صاحب خود دور می کند.
مشبک‌کاری فلز، قصیده‌ای از نور و سایه است، که در تار و پود تاریخ تنیده شده. ریشه‌هایش در اعماق فرهنگ‌ها دوانده، و در هر دوره‌ای، نقشی نو بر خود گرفته. مس و برنج و آلومینیوم، در دستان هنرمند، به سازِ نقش درمی‌آیند؛ جان می‌گیرند و با طرح‌های خیال، فضا را به رقص وا می‌دارند. گویی هر برش، نغمه‌ای است که در سکوت فلز جاری می‌شود. در تاریخ کهن ایران، اولین نشانه‌هایش چون نجومی در دل شب درخشید. در دوران ساسانی، جرقه‌هایی از این هنر نمایان شد و کم‌کم، این شعله در قلب هنر اسلامی زبانه کشید. مساجد و بناهای مذهبی، با مشبک‌کاری، جلوه‌ای آسمانی یافتند. پنجره‌ها، چون چشمانی رو به نور، رقص سایه را به تماشا نشستند و سکوت فضا را به نجوا کشاندند. این هنر، نه فقط ابزاری برای تزئین، بلکه روحی بود که در کالبد معماری دمیده شد. در گذر زمان، مشبک‌کاری فلز، تکامل یافت و در جواهرسازی، طراحی داخلی و آثار تزئینی، حیاتی نو یافت. امروزه، این هنر، پلی است میان سنت و مدرنیته، و در هر اثر، داستانی از گذشته را در آینده نجوا می‌کند. گویی هر قطعه فلز، شعری است که در رقص نور و سایه، جاودانه می‌شود.